راجع به سه سبک باروک، کلاسیک و رمانتیک
راجع به سه سبک باروک، کلاسیک و رمانتیک
حنانه یکی از دوستان خوب سایت چند روز پیش سئوالی مطرح کرده بود راجع به تفاوت کارهای موسیقی باخ، موتزارت و بتهوون که در اینجا سعی میشه توی یک مطلب بطور خیلی خیلی خلاصه به این سئوال پاسخ داده بشه.در تقسیم بندی دوره های هنری - از جمله موسیقی - بعد از رونسانس چهار دوره اصلی در نظر گرفته میشه. اول از همه سبک باروک (Baroque) که بطور تقریبی بین سالهای 1600 تا 1750 میلادی بوده، دوم دوره کلاسیک بین سالهای 1750 تا 1820، سوم رمانتیک بین سالهای 1820 تا 1910 و بالآخره موسیقی مدرن یا همین موسیقی عصر حاضر از 1910 تا به امروز. طبیعی هستش که این تاریخ ها تقریبی هستند و انتقال سبک موسیقی از یک دوره به دوره بعد یک دوران گذری داشته که در اون مدت موسیقیدانانی بودند که با سبک هایی بینابین آثار هنری خودشون رو خلق میکردند. دوره رونسانس و قبل از اون هم برای خودش تقسیم بندی های خاص داره که در اینجا وارد اون مطالب نمیشیم و تنها به توضیح مختصر سه دوره باروک، کلاسیک و رمانتیک برای دادن پاسخ به سئوال مطرح شده میپردازیم.

نقاشی دوران باروک، Museo del Prado
از ویژگیهای موسیقی این دوره بطور قطع میشه از یگانگی حالت موسیقی نام برد. موسیقی دوران باروک اگر شاد شروع بشه تا آخر شاد هست یا اگه آروم و ملایم باشه تا به انتها اینگونه هست. ریتم موسیقی باروک نیز اغلب یگانه است و بندرت پیش میاد که جایی ریتم موسیقی تغییر کند. ساختار ملودی نیز از همین قانون پیروی میکنه و معمولا" تم اولیه بارها در طول موسیقی به صور مختلف در سطوح مختلف، مثلا" حالتهای سئوال و جوابی تکرارمیشه. موسیقی این دوره اغلب بافت پلی فنیک داره و اقلا" دو یا چند خط ملودی همواره توجه شنونده رو بخودش جلب میکنه. لذا اغلب اگر شنوده حرفه ای نباشید اغلب این موسیقی ها رو شبیه به هم خواهید یافت گوش کنید.
موسیقی باروک برای ابوا و هارپسیکورد 
یک اثر هنری از گویا
بافت موسیقی کلاسیک بیشتر هموفون هست تا پلی فن یعنی شنونده مجبور نسیت که هواس خودش رو جمع و تیز کنه تا بیش از یک موضوع رو بتونه در موسیقی دنبال کنه. البته این موضوع صد در صد نیست اما بیشتر فضای حاکم بر یک قطعه کلاسیک اینگونه هست. شاید بشه گفت از شاخص ترین، تکرار میکنم شاخص ترین ویژگی های این سبک، سادگی، زیبایی ملودی های اون هست. ملودیهایی که همگی بیاد ماندی و ماندگار هستند حتی در میان افراد عامی جامعه که موسیقی نمیدانند. آهنگسازان کلاسیک حتی پی به اهمیت نغمه های ساده محلی برده بودند و از آنها در کارهایشان استفاده میکردند. به غیر از موتزارت از سایر موسیقیدان های این دوره میشه به هایدن و بتهوون نام برد. البته بتهوون به نوعی از هنرمندان کلاسیک رمانتیک هم شمرده میشه چون بسیاری از کارهای آخر وی فضای رمانتیک دارند. گوش کنید :
یک ملودی زیبا و آشنا از سبک کلاسیک 
چهر ونگوگ اثر خود وی
دوران رمانتیک : راجع به رمانتیک هم قبلا" نوشتم و میشه به اونها هم مراجعه کنید، مثلا" این مطلب رمانتيك و ناسيوناليسم . هنرمندان این دوره هنری اغلب در درگیریهای زندگی خصوصی خودشون غرق میشدند و به جایی میرسیدند که به رویا و خیال پناه میآوردند و در این میان هنری که از اونها خلق میشد هنری بود که واقعی نبود و به دنیای رویاها تعلق داشت. شاید براتون جالب باشه بشنوید که داستان معروف فرانکشتاین از جمله هنرهای داستان نویسی در دوره رمانتیک بوده، داستانی غیر واقعی و کاملا" خیالی. امپرسیونسیم به نوعی اوج هنر رمانتیک هست که میتونید مقاله ای در این مورد رو اینجا بخونید Impressionism in music . ونگوگ از نقاشان معروف دوران رمانتیک بوده و کارهای او کاملا" ویژگی های این سبک رو داراست. شوپن نمونه بارز از موسیقیدانان این دوره هستش و از دیگر بزرگان موسیقی این دوره میشه به فرانتس شوبرت، روبرت شومان، فرانتس لیست، یوهان برامس و یا چایکفسکی اشاره کرد. هنر این دوره خیلی زیاد به روحیات شخصی هنرمندان مرتبط بود، هنرمندی ریتم های روان و در تلاطم دوست داشت و دیگری ریتم هایی استوار و محکم. هارمونی رنگارنگ و صد البته پر رنگ از دیگر ویژگی های این دوره بود به این مطلب هم اگه رجوع کنید خصوصیت موسیقی این دوره رو بیشتر متوجه میشید. راجع به سبک موسیقی شوپن از دیگر ویژگیهای این دوره استفاده بیش از حد از دینامیسم در موسیقی بود بطوریکه در یک قطعه شما ازppp تا fff تغییرات دینامیکی داشتید بدون هیچ برنامه یا نظم خاصی. اگه به این قطعه بسیار زیبا از دورژاک گوش کنید کاملا" این حرف رو تصدیق میکنید :
قسمتهایی از سمفونی 9 دورژاک
البته میدونم با این توضیحات خیلی مختصر نمیشه درک کاملی از این سبکها داشت باید بیشتر مطالعه کرد و بخصوص موسیقی این دوره ها رو گوش کرد تا دقیقا" به تفاوت ها پی برد. اما نکته مهم این که مشاهده سایر هنر های این دوره ها خیلی به ما کمک میکنه که بتونیم شناخت بهتری حتی از موسیقی این دوره ها داشته باشیم.
